X
تبلیغات
زولا
نوشته های جدید

سلام به همه دوستان و خوانندگان وبلاگ عاشقانه های نرگس

خیلی از دوستان گله کرده بودند که چرا در وبلاگ مطالب جدید گذاشته نمیشه. باید بگم که خدا رو شکر همه چیز روبراهه و اتفاق جدیدی نیفتاده که قابل عرض باشه.

تنها اتفاق چند روز پیش اینه که با خوب شدن نرگس نوبت من بود که سرما بخورم. اونهم چه سرما خوردنی، بعد از مدتها حالم به وضعی رسید که یک روز کامل از اطاق خواب بیرون نیومدم. البته بیشترش تقصیر خودم بود چون زیاد مراعات نمیکردم . نرگس تمام محبتها رو که جبران کرد هیچ، چنان پرستاری میکرد که من آخرش بدهکار هم شدم . وقتی سرفه هام قطع نمیشد میدیدم اشک تو چشماش حلقه زده، منم میگفتم بابا این که چیزی نیست فوقش آدم میمیره دیگه . خیلی باهاله چون در این حالت نرگس نمیتونست عصبانیت کنه چون من مریض بودم و عصبانیت با آدم مریض احوال از گناهان غیر قابل بخششه.

یکی از خوانندگان وبلاگ بنام آقای رضا محبی که متاسفانه آدرس ایمیلشون رو در پیامشون ذکر نکردند پیام زیر رو برای ما نوشتند:

از خوندن وب لاگتون مشخص هست که رابطه شما ها کاملا یکطرفه هست. ماشاالله اونقدر هم خودت را عقل کل می دونی که گوشت به حرف کسی  بدهکار نیست و فکر می کنی هر کی که این نصیحتها را به شما میکنه حتماً از خیل لشکر حسودانتان هست, نتیجه این میشه که افرادی که مخالف رفتارتون هستند وقتی که می بینندحرفشان هیچ تاثیری نداره شما را در دنیای خودتون  باقی میگذارند. اگر عشقتون واقعی هست نرگس خانم هم باید دقیقا به همین اندزه ناز شما را بکشه, ممکنه بگید که از کجا میدونم که او هم این کارها را برای شما نمیکنه, والا ما که هر چی خوندیم دیدیم که نرگس خانم یا دستشون درد میگیره که دو کلمه بنویسه یا وقتی هم که با هزار سلام و صلوات مینویسه فقط از شما گله گزاری میکنه. عشقی واقعی هست که دوطرفه باشه و گرنه هیچ کس بدش نمیاد که تمام مدت کولش کنند یا لگن زیر پاش بگذارند.

راستش من نمیدونم چه جوابی باید به این دوست عزیز بدم. نمیدونم ایشون تا چه حد با وبلاگ ما آشنایی دارند که چنین پیامی برای ما گذاشتند. آقای محبی با پیامتون تا اونجایی که شخصیت منو زیر سئوال بردید هیچ مشکلی ندارم، اما اونجایی که احساس نرگس رو زیر سئوال بردید باید بهتون دوستانه بگم که اشتباه کردید. البته اگر مایل بودید بیشتر در این زمینه صحبت کنیم لطفا به من ایمیل بزنید تا در محیطی خصوصی تر و با دقت بیشتری به این مسئله بپردازیم.

موفق باشید

-امیر کاشانی  

 

شلغم

سلام

این روزها نرگس سرما خورده و منهم مشغول پرستاری. رابطه منو نرگس این روزها (روزهای مریضی) مثل رابطه پدر و دختر شده. هی باید اصرارش کنم تا کارهایی که دوست نداره انجام بده (مثل خوردن شلغم) و کارهایی رو که دوست داره انجام نده (مثل خوردن غذاهای سرخ شده).

 

خلاصه با هزار زور و زحمت نرگسو راضی کردم که نه تنها شلغم بخوره بلکه بخور شلغم هم بده. خدا میدونه که وقتی سرفه میکنه چه حالی دارم. امروز ظهر یه شلغم گنده، اندازه یه پرتقال بزرگ، رو دادم دخترم  خورد. یه دونه دیگه هم پختم گذاشتم تو یخچال برای شب.

از خدا خیلی ممنونم که تو این یه مورد (همسر) به من نظر لطف زیادی داشته. همیشه میگم من که تا حالا اونقدر کارهای خوب نکردم که لیاقت این همه لطف رو داشته باشم، لابد خدا گذاشته بحسابم و کلی کار خوب بدهکارم.

در آخر میخوام از دوستانی که نرگس و من رو قابل میدونن و به ما ایمیل میزنن تشکر کنم و یه خواهش: لطفا ایمیلهاتونو به فارسی تایپ کنید و قبل از اینکه اونو بفرستید یکبار اونو بخونید و غلطهاشو بگیرید. بعضی از دوستان کمی کم لطفی میکنند و یه ایمیل بلند بالا بزبان فینگلیش و پر از غلط تایپی میفرستن و وقتی دو روز میگذره و جوابی نمیگیرن یه ایمیل دیگه میزنن و میگن شما که نمیخواستید کمک کنید از همون اول میگفتید.   

موفق باشید

-امیر کاشانی

 

اینترنت و عشق اینترنتی

اینترنت و دنیای جدید

اینترنت دنیای جدیدی رو به جهان عرضه کرده. تا قبل از اینکه اینترنت به بازار بیاد، اطلاع رسانی عمومی در انحصار تلویزیون، رادیو و روزنامه بود. اینترنت با وسائل ارتباط جمعی گذشته دو فرق اساسی داره. فرق اول اینه که وسائل ارتباط جمعی تا حد زیادی ارتباطی یک طرفه با کاربرانشون دارند و صاحبان اونها تصمیم میگیرند که چه اطلاعاتی (درست و یا غلط) در اختیار مخاطبین قرار بگیره، اما در اینترنت این ارتباط دو طرفه است. همونطور که میشه اطلاعات رو ار اینترنت گرفت، میشه اطلاعاتی هم در اینترنت قرار داد. فرق دوم اینه که وسائل ارتباط جمعی (همونطور که اشاره شد) کنترل شده است و بقول معروف صاحب داره اما کسی مالک اینترنت نیست و همه آزادند که هر کاری بکنند و از اون گذشته میتوانند اینکار را بصورت کاملا ناشناس انجام دهند. اثرات و جنبه های این اختراع جدید (اینترنت) در کشورهای مختلف، بدلیل وجود فرهنگها و محدودیتهای مختلف در اون کشورها، متفاوته. بزبان دیگه اینترنت در جاهای مختلف دنیا و برای افراد مختلف نمودهای مختلفی داره و هر کسی بنابر میل و سلیقه خودش از اون استفاده میکنه. برای عده وسیله سرگرمی، برای عده ای وسیله کسب درآمد و تجارت، برای عده ای وسیله ارتباط با دیگران، برای عده ای وسیله کسب علم و متاسفانه برای عده ای وسیله دست یابی به عشق است.

 

 

 

از اونجایی که تقریبا هیچ کنترلی روی اینترنت وجود نداره هر کسی میتونه برای خودش یه شخصیت جدید و کاملا متفاوت در این دنیای مجازی بسازه. میتونه جنسیت، سن، شرایط زندگی و موارد دیگه رو در این شخصیت جدید بدلخواه خودش عوض کنه. فرد مذکور با این شخصیت میتونه کارهایی بکنه که هیچ وقت با شخصیت اصلیش انجام نمیده. ترس از شکست هم وجودی بسیار کمرنگ پیدا میکنه چون اولا عواقبی نداره ثانیا فرد هر وقت که دلش بخواد میتونه یه شخصیت دیگه بسازه و نواقص شخصیت گذشته رو در اون جبران کنه. مثلا در زندگی ممکنه خیلی از کارها رو انجام نده بخاطر اینکه آبروش میره و ممکنه برای انجام اون کارها مجازات بشه، اما شخصیت مجازی از اینگونه خطرات در امانه.

 

شخصیت اصلی و شخصیت اینترنتی

 

خیلی از افراد هستند که از شخصیت و موقعیت خودشون خشنود نیستند و امکان چندانی هم برای تغییر وضعیتشون ندارند. خیلی از افراد هستند که بدلایل مختلف از توجه جنس مخالف برخوردار نیستند و اینترنت به اونها این فرصت رو میده که با شخصیتی نو توجهی رو که دنیای مادی از اون برخوردار نیستند، در دنیای مجازی بدست بیارند. به اینگونه افراد اصلاحا شکارچیان اینترنتی (Internet Predator) اطلاق میشه. شکارچیان اینترنتی، بچه ها و دختر و پسرهای جوان رو اغفال میکنند و از طریق اونها به مقاصد خودشون دست پیدا میکنند. اونها با سوء استفاده از احساسات لطیف و صادق بچه ها و نوجوانان، مقاصد پلید خودشون رو پیش میبرند. این مسئله در آمریکا یکی از مسائل روز و مورد بحث در اخبار و جامعه است.

 

و عشق

در جامعه ما بدلیل وجود محدودیتهای زیاد و متنوع در زمینه ارتباط افراد با جنس مخالف، بسیاری به اینترنت رو میارن. در دنیای مجازی اینترنت نه کمیته ای هست و نه کنترلی و نه پدر و مادری. خاصیت اعجاب انگیز اینترنت در پوشاندن نقایص و بزرگ جلوه دادن خوبیها رو هم به اون اضافه کنید، نتیجه میشه چیزی که بهش میگن عشق اینترنتی. تقریبا در تمامی مواردی که من دیدم، پسرها (یا کسایی که ادعا میکنند پسر هستند) با استفاده از یک شخصیت مجازی دخترهای نوجوان رو با انواع دروغها و حرفهای قشنگ و حتی قولهای پوشالی مثل قول ازدواج (بدون اینکه همدیگرو حتی یکبار هم دیده باشند) به خودشون علاقه مند میکنند. بعبارتی وارد یک بازی هیجان انگیز میشوند و از اینکه توجه جنس مخالف رو بخودشون جلب کردند شاد و خرسند میشوند. اما بازی بعد از اینکه دختر بیچاره به دام عشق افتاد جذابیت خود رو از دست میده و طرف دیگه میل چندانی به ادامه بازی از خودش نشون نمیده. دختر بیچاره هم چوب صداقت و بی تجربگیشو میخوره و در تنهایی خودش فکر میکنه که چه چیز با ارزشی رو از دست داده. یکی از خاصیتهای اینگونه پسرها اینه که از دادن هر گونه اطلاعی که شخصیت اصلی اونها رو فاش کنه بشدت پرهیز میکنند و وقتی ببینند که طرفشون اصرار میکنه با تهدید به اینکه اونها رو ترک خواهند کرد شخصیت اصلیشون رو همچنان در تاریکی و ابهام نگه میدارند.

 

به جرات میتونم بگم 75% از دوستانی که از طریق ایمیل با نرگس و من در ارتباط هستند داستانی مشابه بالا دارند. گاهی داستانها بقدری به همدیگه شبیه هستند که من شک دارم که در بعضی موارد پسر مربوطه در چند داستان یک نفر است. در آخر اینکه اینترنت وسیله بسیار خوبی برای اینه افراد از همدیگه شناخت اولیه رو بدست بیارند، همین و بس. از نظر من احساس و عشق دنیای مجازی، ما دنیای مجازیه و در دنیای واقعی وجود خارجی نداره. اگه احساس میکنید به کسی علاقه مند هستید و دل کندن از این علاقه براتون مقدور نیست، حداقل اعتماد بیجا نکنید و سعی کنید که شخصیت واقعی طرفتون رو ببینید. کجا زندگی میکنه؟ کجا کار میکنه؟ کدوم دانشگاه درس خونده و اینجور چیزها. کسی که به شما اظهار علاقه میکنه نباید واقعیتهای ساده رو از شما مخفی کنه.

 

موفق باشید

 

-امیر کاشانی