X
تبلیغات
رایتل
آب پرتقال


اینجا آب پرتقال انواع و اقسام دارد. بعضی از آب پرتقالها از کنسانتره تهیه میشوند (From Concentrate) و بعضی خود آب پرتقال هستند(Not From Concentrate). بعضی از آب پرتقالها لرت (و یا لرد) ندارند (No Pulp)، بعضی کمی لرت دارند (Some Pulp) و بعضی خیلی لرت دارند(Lots of Pulp).  بعضی از آب پرتقالها طبیعی (Organic) هستند یعنی برای آنها کود شیمیایی بکار نرفته و بعضی اینطور نیستند. علاوه بر همه اینها شرکتهای مختلفی هستند که این آب پرتقالها را تولید میکنند. مثلا شرکت تروپیکانا (Tropicana) یکی از بزرگترینهاست که فقط 18 مدل آب پرتقال دارد. آب پرتقال با کلسیم، آب پرتقال برای داشتن بچه های سالم، آب پرتقال با اسید کم، آب پرتقال برای قلب سالم همراه با امگا 3، آب پرتقال مدل خانگی (Home Style)! و مدلهای دیگر. برای اینکه خریداران بسادگی آب پرتقال مورد نظرشان را پیدا کنند، درهای بسته های این آب پرتقالها رنگهای متفاوت دارد. مثل مداد رنگی 72 رنگ. اینهم لینک انواع آب پرتقالها:


داستان1:

- عزیزم ممکنه برام آب پرتقال تروپیکانا، مدل آب پرتقال خانگی و با لرت متوسط بخری. درش سبزه.
: رفتم مغازه نداشتن، ولی میتونم همونو مدل کلسیم دار بخرم
- اه، این مغازه هم هیچ وقت اون چیزیو که آدم میخواد نداره

داستان 2:

- عزیزم ممکنه برام از حسن آقا  آب پرتقال بخری.
: رفتم مغازه نداشتن، ولی میتونم جاش آب لیمو بخرم
- اه، این حسن آقا هم هیچ وقت اون چیزیو که آدم میخواد نداره


فوتبال
سلام


مدتی پیش دانشگاهمون یک دوره مسابقات فوتبال داخل سالن گذاشت که با بچه ها تیم دادیم و شرکت کردیم. بیشتر بچه های تیم هم از من جوونتر هستند و هم سریعتر و پر تکنیک تر. به همین دلیل من در بیشتر مسابقات یار ذخیره بودم و یا اینکه چند دقیقه بیشتر بازی نمیکردم. تیم ما از میانگین سنی بالاتری برخوردار بود، ولی تونست همه تیمها رو شکست بده و به فینال راه پیدا کنه.

دیروز مسابقه فینال بود. دو نیمه 15 دقیقه ای. ما همه لباسهای سفید رنگ پوشیده بودیم. یکی از بچه ها هم برچسبهای پرچم ایران رو اورد و ما اونها رو روی سینه ها مون چسبوندیم و رفتیم تو زمین. طرفداران تیم ما هم پرچم ایران رو صورتهاشون چسبونده بودن. بر عکس همه تیمها که اسم تیمهای معروف فوتبال و یا اسمهای هچل هفت رو تیمشون گذاشته بودن، اسم تیم ما بود "ایرانیان دانشگاه ...." .

نیمه اول ما یه گل زدیم و بعد دو تا گل خوردیم. بچه ها با جون و دل تلاش میکردن تا گل عقب مونده رو جبران کنن. فکر کنم اوایل نیمه دوم بود که تیم حریف یه شوت نسبتا اروم زد و دقیقا وسط دروازه که نمیدونم چه جوری از دست دروازه بانمون در رفت و رفت توی گل و نتیجه 3 بر 1 شد.

بچه های تیم با تلاشی مضاعف بازی رو ادامه دادند و روی یک پاس به بیرون، مدافع کنار تیم با یک شوت سرکش نتیجه رو 2 بر 3 کرد. روی حمله بعدی کاپیتان تیم ما دفاع کنار حریف رو با سرعت جا گذاشت و اون هم نامردی نکرد و با لگدی محکم هر دو پای کاپیتان رو از زیر زانو قیچی کرد. کاپیتانمون چنان زمین خورد (اونهم روی زمین چوبی) که شلوارش پاره شد و بالای پاش باندازه یک کف دست کبود شد.

ضربه آزاد رو سریع زدیم، کاپیتان یه پاس عالی به مهاجم تیم داد و اونهم توپ رو با تور دروازه آشنا کرد. اما داور گفت چون سوت نزده گل قبول نیست. هر چی داد زدیم که تو فوتبال سالنی لازم نیست که ما منتظر سوت داور باشیم تا بازی رو شروع کنیم قبول نکردن و گل پذیرفته نشد. 13 دقیقه گذاشته بود و ما هنوز یک گل عقب بودیم.

کاپیتان تیم دروازه بان رو بیرون آورد و من در نقش مهاجم رفتم تو بازی. دیگه چیزی برای از دست دادن وجود نداشت.  30 ثانیه به انتهای بازی مهاجم اصلی تیممون که تو کارهای فردی خیلی خوبه به سمت دروازه حریف یورش برد، نزدیک تیر یک بود و 3 مدافع روبروش تا نزارن گل بزنه و همین برای من یک موقعیت عالی نزدیک تیر 2 فراهم کرد. خوشبختانه اون هم منو دید و با یک پاس عرضی داخل محوطه جریمه توپ رو به من پاس داد. زمان خیلی کمتر از اونی بود که بتونم تصمیم بگیرم که به چه سمتی شوت کنم، به همین دلیل به استپ سریع کردم و با تمام زورم با روی پا توپ رو شوت کردم.

از شانسم توپ رو دقیقا وسط پای دروازه بان شوت کردم و توپ از بین پاهای دروازه بان رفت توی گل و نتیجه مساوی شد.  بلافاصله بعد از زدن گل از کاپیتان خواستم که منو تعویض کنه و دوباره دروازه بان رو بیاره تو. تیم حریف که تا چند دقیقه پیش بازی رو 3 بر یک جلو بود کاملا به هم ریخت همگی حمله میکردن و تیم ما روی دو ضد حمله دو گل دیگه زد و ما بازی رو 5 بر 3 بردیم و قهرمان شدیم. این گل تنها گلی بود که من در طول این مسابقات زدم ولی شیرینترین گل بود.

در ضمن نرگس قراره بزودی یه پست بزاره.

موفق باشید

-امیر