X
تبلیغات
رایتل
در پاسخ به نظر چند خواننده گرامی در رابطه با پست قبلی

سلام

در رابطه با پست قبلی چند نفر از خواننده های این وبلاگ نظرشونو بیان کردند. میخوام در اینجا کمی با این دوستان و بقیه کسانی که به این بحث علاقه مند هستند گپی بزنم.

نظر شماره ۱: (البته من خودم اونو به فارسی تایپ کردم تا خوندنش برای کسایی که علاقه مند به شرکت در این بحث هستند راحتتر باشه، متن آن بصورت فارسی/انگلیسی در قسمت پیامهای پست قبل موجود است)


نه بابا بیاد و نظرت به آمرکاییها هم باشه. ببین جونم فاحشه اونیه که سکس رو با پول عوض میکنه، بقیه آدمها آزادن اونطوری که میخوان زندگی کنن نه اونطوری که تو براشون تعریف میکنی. به تو ربطی نداره که آدمها چطوری عاشق هستن. تو خیال میکنی خیلی باهالی. باشه باهال باش ولی بزار بقیه مدل خودشون باهال باشن. بنظر من سکس زنها یه چیز شخصیه. اگه تو مجبور شدی با اولی تو زندگیت عروسی کنی، ربطی به کسی نداره. مجبور نیستی سر بقیه خالیش کنی.  


نظر شماره ۲:
عجب...! متاسفم که بگم سریال sex and the city را خیلی خیلی سطحی نگاه کرده اید و تقریبا به جز ظواهرش متوجه چیز دیگری در آن نشده اید. حیف! روانشناسی عمیقی که پشت شخصیتهای این شوی تلویزیونی هست خیلی فراتر از نقد شدیدا سطحی شماست، بهتر است کمی با دقت تر به آن نگاه کنید. ارزشش را دارد.



دوست عزیز ممنون از پیامت.

۱- در مورد جمله اول باید بگم ما شدیم چوب دو سر طلا! . یه بار تو یه پست نوشته بودم که بعضی از همکارام که اتفاقا خانم هم بودند چطور از پس مسائل ساده بر نمی اومدند. منظور به هیچ وجه توهین به خانمها نبود که اگر همکارام مرد هم بودند و همان کارها میکردند باز هم همان مطالب را مینوشتم. بعضی از خانمها  گفتند که تو به خانمها توهین کردی، باید میگفتی که منظورت به همه خانمها نیست. که حق هم داشتند، منهم عذر خواهی کردم و روشن و صریح و واضح گفتم که منظورم به همه خانمها نبودند. پست اخیر رو که نوشتم، فکر کردن شاید این شبهه پیش بیاید که این نظر من نسبت به همه زنهای آمریکایی است. حالا در جواب پانوشت باید ریشخند شما رو ببینم!!!   

۲- نمیدونم لغت فاحشه از کجا وارد این بحث شد؟ 

۳- در مورد اینکه گفتی بقیه آدمها آزادن اونطوری که میخوان زندگی کنن نه اونطوری که تو براشون تعریف میکنی. مگه من گفتم که آدمها باید اونطور زندگی کنن که من تعریف میکنم؟ من هیچ وقت اجازه چنین جسارتی بخودم نمیدم که بگم چطور زندگی کردن درسته و چطور زندگی کردن غلطه. اما از طرف دیگه آزادم و این حق رو دارم که نظرم رو در مورد موضوعات مورد علاقم بیان کنم. بگم که با چی موافقم و با چی مخالف. همونکاری که شما کردین، پیام گذاشتین و نظرتونو بیان کردین.

 من میگم مفهومی که خانم پارکر از واژه عشق داره با درکی که من از این واژه دارم کاملا متفاوته. من اونو یه جور معنی میکنم و تقدس خاصی براش قائلم و ایشون یه جور دیگه.  ارزش روابط بین انسانها برای من و برای ایشون متفاوته. از نظر من اینکه زنی با میل قلبی خودش با مرد متاهلی رابطه برقرار کنه کاری دون و پست شمرده میشه. از نظر من خدشه و آسیب زدن به زندگی زناشویی افراد یک گناه بزرگه. اینها نظرات منه که شما ممکنه با اونها موافق و یا مخالف باشید. 

۴- منظورتون از جمله آخر ( اگه تو مجبور شدی....) رو اصلا نفهمیدم. فکر نمیکنم استفاده از چنین جملاتی به پیشبرد بحث کمک کنه.

۵- شاید این سریال  روانشناسی عمیقی در پشت شخصیتهایش داشته باشد. شاید نگاه من سطحی است. من آنقدر دقیق آنرا نگاه نکرده ام که بتوام اینها را رد یا قبول کنم. ولی آنچه در بالا گفتم (پاراگراف با رنگ قرمز تیره) به قوت خود باقی است. شاید این سریال دارای محتوایی بسیار عمیق باشد، ولی این چه ارتباطی با اینکه من شخصیت یکی از بازیگران این سریال را نمیپسندم دارد؟

خودمونی: یادمه تو ایران هر وقت که سینما میرفتیم، با نرگس و دوستامون در مورد شخصیتهای داستان صحبت میکردیم و هر کسی نظرشو میگفت. صحبتهایی که خیلی سازنده بود و من خیلی چیزا ازش یاد گرفتم. حالا نمیدونم چرا وقتی همین صحبت تو اینترنت مطرح میشه هزار جور مشکل پیش میاد. بقول یکی از دوستام میگفت وبلاگ نویسی مثل دویدن تو میدون مین میمونه.

همچون بهار سبز و زیبا باشید

-امیر کاشانی