نرگس

روزنوشتها و دیدگاههای یک ایرانی ساکن آمریکا پیرامون زندگی و عشق

نرگس

روزنوشتها و دیدگاههای یک ایرانی ساکن آمریکا پیرامون زندگی و عشق

لاس وگاس

سلام

امسال برای دومین بار با نرگس رفتیم لاس وگاس و خیلی خوش گذشت. بعد از یکسال کار و درس برای نرگس و من، یه مسافرت اینطوری خیلی لازم بود. تا دلتون بخواد همه جا ایرانی پر بود. یعنی هر سال همینطوره. شاید یکی از دلایلش کنسرتهای ایرانیه که هر ساله در این زمان برگزار میشه و از طرف دیگه این کنسرتها بهانه ای میشه که ایرانیهای نقاط مختلف آمریکا همدیگرو ببینن. حداقل برای نرگس و من که اینطور بود. نه تنها کلی از دوستهای قدیمی رو دیدیم، یکسری از دوستان وبلاگی رو هم دیدیم.

منکه از یکی دو ماه پیش از مسافرتمون هر روز اینترنتو چک میکردم ببینم قیمتها چه جوریه و بالاخره موفق شدم در هتل (MGM Grand) یه اطاق به نصف قیمت رزرو کنم. این هتل با بیش 6700 اطاق ظاهرا یکی از بزرگترین هتلهای دنیاست. طبقه همکف اکثر هتلها در لاس وگاس قمار خونه ها و مغازه های مختلف قرار دارند. بقول دوستم هر جور که شده باید پولتو ازت بگیرن. حالا میخواد از طریق قمار باشه، از طریق خرید باشه و یا از طریق شوهای جواجور. از شوهای کاملا بدور از شئونات اسلامی گرفته تا شوهای کمدی و کنسرتها.

هتل ما یه جفت شیر داشت توی یه قفس که دوتادورش شیشه بود. یکی میرفت توی قفس با یه مقدار گوشت چرخ کرده، این گوشتها رو تیکه میکند و پرت میکرد به شیشه قفس و شیره میومد از رو شیشه قفس میخوردشون. فکرشو بکنین یه شیر با دهن باز در فاصله 20 سانتی متری شما باشه.

 از همه بیشتر اسلات ماشینها به چشم میخورن. از یک سنتی داره تا 100 دلاری. میتونی یه دلار بندازی و یهو پولدار شی، ولی شانسش چقدره خدا میدونه. تو این دستگاهها قبلا فقط میتونستی توکن بریزی، سکه هایی که خود کازینو به ادم میده، ولی الان همشون الکترونیکی شده، یه کارت بهت میدن مثل کارت اعتباری و بجای پول از اون کارت استفاده میکنید تا احساس نکنی که چقدر پول از جیبت رفته. خلاصه اینکه همه شرایط برای راحتتر خالی کردن جیب شما فراهمه.

یکی از برنامه های دیگه هم شو (O) بود. این شو شامل قسمتهای مختلف آکروباتیک، رقص و سایر قسمتهای جالب و متنوع بود.

خیلی از حرکتها داخل آب انجام میشد. یه استخر بود که سطوح مختلفش بالا و پایین میرفتند. یعنی یه لحظه استخر بود و از ارتفاع زیاد توش شیرجه میزدند، لحظه بعد تبدیل میشد به صحن اجرای تئاتر، و لحظه بعد یه قسمتش استخر بود و یه قسمتش صحن نمایش. از همه جالبتر این بود که کسایی که شیرجه میزدن خدا میدونه کجا میرفتن چون ما که ندیدیم کسی از آب بیرون بیاد. 

منی که اصلا اهل کنسرت نیستم به اصرار بچه ها باهاشون رفتم کنسرت. کنسرتها معمولا برای من جذابیت چندانی نداره و من بیشتر از همراهی و شادی نرگس لذت میبرم تا از کنسرت. ولی در کمال تعجب از برنامه کامران و هومن خیلی خوشم اومد. خیلی شاد و باهال بودن و همه رو به وجد آوردن. شعرهاشون هم خیلی قشنگ بود (البته نه همشون) و خیلی با احساس میخوندن. از شعر "فدای سرت" خیلی خوشم اومد. خلاصه این شعر این بود که حالا که منو تنها گذاشتی نگرانم نباش. بر عکس بعضی از شعرهایی که در اون طرف عشق قبلیشو مستقیما نفرین میکنند و از جملاتی نظیر "امیدوارم بری زیر گِل" ، " برو به درک" و "حیف آتیش جهنم که تو رو بسوزونه" استفاده میکنند.

یه روز هم رفتیم یه کبابخانه برزیلی پامپاس. آقا تا وقتی که شکمت جا داشته باشه برات کباب میارن. سیخهای بزرگ با تکه های بزرگ کباب شده که از روش میبرن و میزارن تو بشقابت. من و دوستم اینقدر کباب خوردیم که دیگه نفس نمیتونستیم بکشیم.

خلاصه بعد از سه روز سیاحت دوستهای وبلاگیمونو دیدیم و ساعت 11 شب را افتادیم به سمت لس آنجلس.

بقیه در قسمت دوم.

خط زیبای نستعلیق

سلام

چند روز پیش یکی از دوستانم در یک ایمیل فونت نستعلیق که قایل نصب بر روی ویندوز است را برایم فرستاد. با کمک این فونت میتوانید تحت ویندوز نستعلیق تایپ کنید. مثل نمونه زیر که من در مایکروسافت ورد تایپ کردم:

دریافت خط نستعلیق

 

موفق باشید

-امیر

پول خرد

سلام

این عکسی که میبینید مربوط میشه به صندوق عقب ماشین من. قضیه از اینجا شروع شد که من تصمیم گرفتم مثل دوران کودکی پول خوردهامو جمع کنم. الان یکسال و نیم میشه که دارم اینکارو میکنم. همیشه هر چی میخوام بخرم اسکناس میدم تا پول خرد پس بگیرم. مثلا سر کارمون قهوه میخری لیوانی 10 سنت. من همیشه یه دلاری میزارم و 90 سنت میگیرم. الان چند ماهیه که قراره این سکه ها رو ببرم بانک و پول بگیرم. چشمتون روز بد نبینه، شیشه ای که سکه ها توش بود یه جورایی درش باز شد و سکه ها ولو شد تو صندوق عقب. تو همه سوراخهای صندوق عقب ماشینم پر شده از پول خرد. جالبیش اینه که تو دست انداز که میفتی صدای جرینگ جرینگ سکه میاد.

ماشین نرگس

مدتی پیش یه ماشین نو خریدیم و از اون به بعد دعوا سر اینکه کی کدوم ماشین رو برداره بین نرگس و من شروع شد و آخر سر هم نرگس با بی رحمی تمام ماشینی رو که دوست داشت برداشت. شاید باورتون نشه اما حقیقت داره، نرگس ماشین کهنه رو برداشت و من بدبخت ماشین نو رو. دلیلش هم عشق مفرط و دوست داشتن و اینجور چیزها نیست. دلیلش اینه که ماشین نو نگهداریش سخت تره. باید تمیز نگرش داری، آشغال نریزی، مواظب باشی صندلیش کثیف نشه و هزار و یک مصیبت دیگه. چون من با ماشین میرم سر کار، ماشینی که من سوارم بیشتر راه میره. ماشین جدیدمون هم 3 سال گارانتی داره تا سقف 36000 مایل (تقریبا 57933.698101 کیلومتر). به نرگس گفتم با این وضع قبل از 3 سال گارانتی ماشینمون تموم میشه و به همین دلیل بهتره که نرگس ماشین نو رو سوار شه و من ماشین کهنه رو. اینقدر کیف داره، هر چی میخوری پرت میکنی رو صندلی عقب (از جمله قوطی نوشابه و لیوان قهوه) و اخر هفته هم یه کیسه زباله میاری همه رو میندازی دور.

ماشین امیر

تعطیلات آخر سال هم قراره با هم بریم لاس وگاس و لس آنجلس. جالب اینکه بیشتر وقتمونو قراره با دوستانی که از طریق وبلاگ پیدا کردیم بگذرونیم. تعطیلات آخر سال پارسال ( که در مورد تو وبلاگ ننوشتیم ) که همش از دماغمون در اومد، خدا بخواد امسال قراره خدای نکرده خوش بگذره.

یادمه یکی یه بار تو نظرات گفته بود: " از عکستون معلومه که مسافرت رفتن براتون مثل بقالی رفتن میمونه". باید بگم که مسافرت امسال به دلیل کسر بودجه دو بار تا مرز کنسل شدن پیش رفت ولی خوشبختانه کنسل نشد. 

موفق باشید

- امیر