سلام به همه دوستهای خوب،
همه و مخصوصا دوستانی که با پیامهاشون ما رو شاد کردند. راستش به دلایل خصوصی (باور کنید خودم دوست ندارم دائم گم که فلان چیز رو نمیتونم بگم ولی گاهی چاره ای نیست) من نمیتونم بگم که مشکل چی بوده. فقط بطور خلاصه میتونم بگم که نرگس تو این مدت بخاطر فشار کار، درس و مهمتر از همه مشکلاتی که برای خانوادش تو ایران پیش اومد (که مشکلات کوچکی هم نبودند) کمی غمگین بود. البته حال خانواده نرگس خدا رو شکر خوبه.

این غمگین بودن جوری تو رابطه نرگس و من تاثیر گذاشته بود که من گاهی احساس میکردم فقط دارم با یه همخونه (اونهم از نوع شلخته و غر غرو) زندگی میکنم و نه با همسرم. خودتونو بزارین جای من، آدم وقتی با یکی زندگی کنه که یه دنیا مهر، محبت، و عشقه و بعد ببینه که اون نفر جاشو داده به یه دختر غمگین و تنها، کلی نگران میشه. خوشبختانه نرگس امتحانشو با موفقیت گذروند و مشکلات تو ایران هم نه اینکه حل شده باشند ولی به حالت ثبات رسیدن. منم این مدت کلی متخصص گل شدم و سعی میکردم چند روز یه بار گلهای نو بخرم تا بتونم کمی نرگس رو خوشحال کنم.
این مدت با همه تلخیهایی که داشت منو به یک ضعف شخصیتی در مورد خودم واقف کرد. اون ضعف شخصیتی اینه که آدم باید همسرشو درک کنه و اگر میبینه که همسرش به هر دلیلی شاد نیست و داره با مشکلات دست و پنجه نرم میکنه، با اون همراه بشه و کمکش کنه نه اینکه دائم زخم زبون بزنه و ایراد بگیره. جالب (شاید هم گریه دار) اینجاست که من نمیدونم چرا عوض اینکه ساده تر بگیرم، حساس تر شده بودم و کلی بحث و جدل راه انداختم. الان که این مشکل برطرف شده من کلی از رفتاری که کردم شرمندم. البته میدونم که نرگس منو درک میکنه و به دل نگرفته. اصلا چه معنی داره زن شوهرشو درک نکنه؟
موفق باشید
-امیر
سلام،
حالا که این وبلاگ به وبلاگ هواشناسی تبدیل شده، گزارش هوای امروز به شرح زیر میباشد:

موفق باشید،
-امیر
سلام

خوشبختانه بارون بند اومده و فعلا هوا فقط ابریه. خدا بخواد ابرها بزودی از هم باز میشه و خورشید دوباره پیدا میشه. متاسفانه من نمیتونم بگم دلیل این بارون چی بوده، ولی فقط اینو بگم که در نظر بگیرید که دلیلش میتونه خیلی چیزها غیر از اختلاف بین من و نرگس باشه، مثلا دلیلش میتونه این باشه که دکتر گفته ما هیچ وقت نمیتونیم بچه دار بشیم (البته این دلیلش نیست، فقط مثال زدم)

شنیدین میگن در طول ازدواج خیلی از چیزها عوض میشه، منکه صد در صد اینو قبول دارم. مثلا در مورد خودم و نرگس:

دو سال اول:
نرگس به امیر: عزیزم چی دوست داری برات درست کنم؟
دو سال دوم:
نرگس به امیر: عزیزم برات لوبیا پلو درست کردم. (شما انتخاب ندارید)
دو سال سوم:
امیر به نرگس: عزیزم برات لوبیا پلو درست کردم
دو سال چهارم:
نرگس به امیر: برام لوبیا پلو درست کن!
خدا دو سال پنجم رو به خیر کنه.

موفق باشید
-امیر