X
تبلیغات
رایتل
امید

سلام


اول از همه تشکر میکنم از دوستانی که زحمت کشیدن و برامون پیام گذاشتن. اجازه بدین که یک بار دیگه این نکته رو بگم که تنها دلیلی که دوباره شروع به نوشتن کردم اینه که بنظرم اینکه وقتی همه چیز خوبه آدم بیاد تعریف کنه و وقتی همه چیز داره خراب میشه سکوت کنه نوعی دروغگوییه.


متاسفانه بدلیل خصوصی بودن مشکلات من نمیتونم جزئیاتش رو شرح بدم و کلی ملطب رو بیان میکنم. نرگس تقریبا تصمیمشو گرفته بود که این رابطه رو برای همیشه قطع کنه و خوشبختانه فعلا قراره که کمی به همدیگه زمان بدیم. یعنی مثل مریضی که از حال مرگ به حالتی میرسه که ضربان قلبش میزون میشه.


در واقع اصل مشکل این نیست که ما دیگه از هم خسته شدیم و یا اینکه دیگه چیزی برای عرضه نداریم. من با نظر خانم حیدری که فرمودند: 


تموم آدم ها توی رابطه های عاطفیشون (عشق،دوستی،.....) دیر یا زود و خواه نا خواه به نقطه ای میرسن که دیگه چیزی برای عرضه کردن به هم ندارن ودیگه نقطه ی گیرایی براشون نمیمونه 


موافق نیستم. در واقع اگر کلمات اول رو بجای همه آدمها بنویسیم اغلب آدمها، اونوقت من کاملا موافقم. عشق امروز ما شاید خیلی با عشق روزهای اول فرق داشته باشه، ولی عشق میتونه نوعش عوض بشه و حتی قویتر هم بشه. من همیشه گفتم و هنوز هم میگم، اگر عشق و دوستی بر پایه های محکمی استوار باشه، احتمال اینکه از بین بره و یا اینکه ضعیف بشه خیلی کمتره. آیا شما از دوستان خوبتون خسته میشین؟ و به همون دلیل میتونید از عشقتون هم خسته نشید. اگر دوستتون صرفا همراه خوبی برای سینما رفتن و شام خوردن باشه، فردا که شما و یا دوستتون تصمیم بگیرید کارهای دیگه ای بکنید به دوستان جدیدی نیاز خواهید داشت. 

ببینید اون جوری که یک مرد عشقشو به یک زن نشون میده، لزوما با اون چیزی که یک زن دلش میخواد از یه مرد ببینه و بشنوه یکی نیست.به همین سادگی، مسائل زیادی بود که در مدت نزدیک به ۱۰ سال نرگس رو آزار میداد و نرگس هیچ وقت به من اونها رو بازگو نکرد، منهم به صرف اینکه نرگس چیزی نمیگه راه راحت رو انتخاب کردم و هر کاری که دوست داشتم کردم. بعضی از اونها واضح بود و وقتی نرگس میدید که من اون مسائل رو میبینم و هر روز کمتر اهمیت میدم، در طول زمان به این نتیجه رسید که من میدونم و برام ارزشی نداره که اهمیت بدم.


انشااله در فرصتهای بعدی بیشتر توضیح میدم.


موفق باشید


-امیر