X
تبلیغات
رایتل
خود شکنی (قسمت سوم و آخر)

مثلا یکبار با دختری آشنا شدم. دختر خیلی خوبی بود، ولی بسیار احساساتی. از همون روزهای اول، یعنی حتی وقتی هنوز یک هفته از دوستی ما نگذشته بود دائم میخواست بدونه که من چقدر دوسش دارم، و خیلی اصرار داشت بدونه که این دوستی به ازدواج ختم میشه یا نه. راستش با شناخت کمی که ازش پیدا کرده بودم میدونستم که اگر این دوستی بیشتر پیش بره و بعد قطع بشه اون خیلی ضربه میخوره و به همین دلیل تصمیم گرفتم تا دوستی رو تموم کنم. البته قبل از اینکه تصمیمو عملی کنم سر یه مسئله حرفمون شد. من میگفتم که آدم باید بگرده تا آدم مناسب خودشو پیدا کنه و اون میگفت پس بفرمایین دخترا رو یکی یکی امتحان کنین تا ببینین که کدوم بهتون میخوره. چند روزی با هم صحبت نکردیم تا اینکه به من زنگ زد و گفت که تو بیمارستانه زیر سرم و تا آخر عمرش منو نمیبخشه.


من وقتی میدیدم یه رابطه امید زیادی برای موفقیت نداره سعی میکردم وقت اون طرف و خودمو تلف نکنم و به هر دو مون این فرصت رو بدم تا فرد دلخواهمون رو پیدا کنیم. خیلی از اوقات هم این طرف مقابل من بود که چنین تصمیمی میگرفت. به همین دلیل من دوستیهای کوتاه مدت زیادی رو تجربه کردم و از اونجایی که این واقعیت رو مخفی نمیکردم از طرف بسیاری لقب "هوسباز" به من داده میشد. اما من از بچگی یاد گرفته بودم که آدم در حالیکه باید به همه پند و اندرزها و حرفها گوش بده و به اونها عمیقا فکر کنه، نباید براش مهم باشه که مردم چی میگن، البته میدونم که شاید برای بعضی از شما ممکنه چنین امکانی براحتی وجود نداشته باشه (مخصوصا برای خانمها).

از طرف دیگه من نه آدمی بودم که دوستی رو برای اون چیزی که اسمشو میزارن "سوء استفاده" (که بنظر من اصلاح بسیار غلطیه و جای بحث داره) شروع کنم و نه یوسف پاکدامن بودم که اعتقاد داشته باشم رابطه از حد حرف زدن و بیرون رفتن نباید فراتر بره مگر اینکه هر دو نفر بنوعی در مسیر ازدواج قرار گرفته باشن.


پسرهایی که با دادن وعده و وعید و با نشان دادن احساسات دروغین سعی در گول زدن طرفشون و دستیابی به مقاصدشون رو دارن، یکسری شیاد هستند. ولی از طرف دیگه، در مواردی هم خانمها هستند که کار رو برای این شیادین راحت میکنن. خانمها خیلی خوب میتونن احساس آقایون رو بفهمن ولی گاهی عمدا چشمهاشونو میبندن تا رویاهاشون خراب نشه و با اینکار خراب شدن رویاهاشون و رویارویی با واقعیت رو فقط کمی عقب میندازن. گرچه متاسفانه مواردی هم وجود داره که حتی با وجود چشمان باز، این اشتباه رخ میده.

بقول وین دایر (Wayne Dyer) این ما هستیم که تعیین میکنیم که دیگران چه رفتاری با ما داشته باشند. چرا این حقیقت ساده که جنس مذکر برای لذت بردن از جنس مخالفش لزوما نیازی به برقراری یک رابطه عاطفی نداره رو نادیده میگیریم. مردها ذاتا تنوع طلبن، و وقتی حاضرن این تنوع طلبی رو کنار بزارن که احساس کنن در قبالش چیزی با ارزشتر رو بدست میارن و من فکر میکنم که تقریبا تمام مردها در جنس مخالف چیزی بسیار فراتر از ارضا نیازهای جنسی رو جستجو میکنن و اونهایی که در این رابطه موفق نمیشن، در بیشتر مواقع به همون لذت کم ارزش بسنده میکنن.

کاش یاد بگیریم تا از شکست در رابطه هامون درس بگیریم، و اون شکست رو فرصتی برای اصلاح خودمون و ساختن رابطه های بهتر و قویتر در آینده ببینیم. زانوی غم بقل کردن و دیگران را گناهکار قلمداد کردن (چه گناهکار باشن چه نباشن) فقط وقت تلف کردنه. منی که این حرفها رو میزنم خودم از این وقتها خیلی تلف کردم و شاگرد خیلی کند ذهنی بودم، ولی بالاخره یاد گرفتم. مطمئنم که خیلی از شما این مسیر رو بسیار سریعتر طی خواهید کرد.

موفق باشید

-امیر