X
تبلیغات
رایتل
خانمهای ایتالیایی شرکت ما

سلام،


شرکت ما بتازگی با یه شرکت ایتالیایی شروع به همکاری کرده. به همین دلیل جو شرکت تا حد زیادی عوض شده و تعداد زیادی ایتالیایی به شرکت ما اضافه شدن. محیط شرکت که از نظر نسبت مرد به زن شبیه به یه سرباز خونه بود حالا پر شده از ایتالیاییهای خوش تیپ که بیشترشون هم خانم هستن. رییسم تو جلسه هفتگی دنبال داوطلب میگشت که افراد جدید رو با محیط شرکت و کارهای شرکت ما آشنا کنه و منهم داوطلب شدم. به همین دلیل این روزها باید شیک لباس بپوشم، ترجیحا کراوات بزنم، و ادکلن هم که از اهم اموره. کفش هم توصیه شده که شیک باشه و ترجیحا مارکهای معروف ایتالیایی. گروهی که من مسئولشم 6 تا خانم ایتالیایی هستن که فقط یکیشون متاهله. من بیشتر اوقات ناهار را با اونها میخورم و یکی دو باری هم در روز با هم قهوه میخوریم. رییسم خیلی اصرار داره که افرادی که داوطلب شدن با مهمانهای خارجی خیلی خوب رفتار کنن و سعی کنن حتی در فعالیتهای خارج از شرکت هم مهمانهای خارجی رو داخل کنن. هر چی باشه این شرکت ایتالیایی یکی از مشتریهای خیلی خوب ماست و میتونه پایگاهی برای ما تو اروپا باشه. یه کردیت کارتم شرکت بهم داده که خرجهای مربوطه رو با اون انجام میدم. اینکار به پیشرفت من در شرکت هم میتونه خیلی کمک کنه. با رییسم مشورت کردم و برای اعضای گروهم عضویت یه مجموعه ورزشی رو گرفتم و قراره از هفته آینده ببرمشون ورزش. در ضمن بعضی وقتها که شرکت کارمون طول میکشه میبرمشون برای شام، ترجیحا رستورانهای ایتالیایی که کلی کیف کنن.


بنظر شما این مسئله مشکلی داره؟ از نظر نرگس که نداره، حالا هر چی من آب و تاب قضیه رو زیاد میکنم تا شاید یه حس حسادتی در نرگس بوجود بیاورم، تلاشم بیهوده است. به نرگس میگم من این همه داستان بافتم یه تو یه ذره حسودی کنه و دلت بلرزه ولی تو هیچ عکس العملی از خودت نشون نمیدی و نرگس در جوابم میگه: اگه میخواستی زیر آبی بری، نمیومدی اینطوری تعریف کنی، در ضمن من یه نگاه تو چشات بکنم میفهمم تو دلت چه خبره. منم در جواب میگم: حالا وقتی شام با دخترهای ایتالیایی رفتم بیرون معلوم میشه. نرگس هم با بی تفاوتی میگه: باشه برو، مگه من جلوتو گرفتم.

این هم از تلاش مذبوحانه من برای برانگیختن حس حسادت عیالات متحده.