X
تبلیغات
رایتل
زندگی رسم غریبیست نازنین


این جمله رو حتما همتون شنیدید. همیشه هر وقتی که این جمله رو میخوندم، معنیشو نمیفهمیدم و فقط به عنوان یه عبارت ادبی و شاعرانه بهش نگاه میکردم، اما مدتیست که خودم هم به این نتیجه رسیدم که زندگی رسم غریبیست. تو این مدتی که آسمون خونه ما ابری و بارونی شده بود، همه چیز برام غریبه شده بود، خونه، مدرسه، دوستام و حتی امیر. آدم وقتی غمگینه با خودشم غریبه میشه و وقتی که خودت با خودت غریبه شدی، دیگه چه انتظاریه که دیگران برات غریبه نشن. همیشه تو زندگی ما آدمها لحظاتی هستند که ما با خودمون غریبه میشیم، حالا به هر دلیلی، اما هستند کسانی که دوستشون داری و اونها هم دوستت دارن و بالاخره این عشق و علاقه خود غریبتو با خودت دوباره آشنا میکنه.

وقتی که بارون میاد، با اینکه دل آسمون میگیره اما عوضش از ابرهای سیاه پاک میشه. بنظرم دل ما آدمها هم مثل آسمونه. وقتی بارونی میشه، اون بارون گرد و غبار غمها رو با خودش میتونه بشوره و پاک کنه. اما همونطور که آسمون همیشه آفتابی نیست، دل آدمها هم نمیتونه همیشه آفتابی باشه. زمانی که در ایران پیش از ازدواجم دانشجو بودم، همکلاسیهایی داشتم که ازدواج کرده بودند و هر از گاهی از مشکلاتی که درسشون برای زندگی مشترکشون درست کرده برام تعریف میکردن. هیچ وقت نمیتونستم سختیه کار رو درک کنم. اما حالا خوب میفهمم که خیلی مشکله که هم زمان بخواهی همه توجهت رو به زندگیت بدی در حالیکه تقریبا هر هفته کلی پروژه داری که باید تحویل بدی که هر کدمشون انرژی و توجه مخصوص به خودشو میطلبه. بنابراین در طول تحصیل کم نیستند اوقاطی که واقعا نمیدونی باید با خانوادت وقت صرف کنی یا به امور درسیت برسی. اما از اونجایی که معمولا امتحان و پروژه یه تاریخ تحویل مشخص داره، ادم رو مجبور میکنه که به اونها توجه بیشتری بکنه، چون ادم فکر میکنه که همیشه فرصت برای بودن با خانواده داره.

اما این چیزیه که من دانشجو بهش باور دارم، ولی ممکنه که همسر یا فرزندان آدم مشئله رو اون طوری که من میبینم نبینه. اونها برای خودشون حقوقی رو قائل هستند که یکی از اونها دیدن و وقت صرف کردن با ما دانشجوهاست. خوب بهشون ایرادی هم وارد نیست.

اما مشکل وقتی بوجود میاد که تفاوت دیدگاه بین خانواده و دانشجو زیاد بشه بطوری که دانشجو فقط به فکر تحویل پروژه هاش باشه در حالیکه خانواده به کرّات از نبود اون در جمع اعضای خانواده شکایت میکنن. در این میان طبعا برقراری تعادل خیلی مشکل خواهد بود. اینجاست که آسمون زندگی شروع به ابری شدن میکنه. ابری از دلخوریهای بین دانشجو و خانواده که هر یک از دیگری گله مند میشه که چرا دیگری شرایط و موقعیت رو درک نمیکنه.

در اینجاست که آسمون شروع به باریدن میکنه و تا وقتی که دو طرف نتونن با هم حرفهاشونو بزنن همچنان بارون میباره، روزها و گاهی هم ماهها. نبود آفتاب برای مدت طولانی زنگ و بوی همه چیز رو تغییر میده تا جایی که میتونه همه چیز رو برای ما غریب جلوه بده و زندگی برای ما غریبه میشه.

زندگی رسم غریبیست نازنین ....

-نرگس