X
تبلیغات
رایتل
مهندسی عشق ۲

سلام

اول از همه میخوام از همه دوستان عزیزی که با نرگس و من همدردی کردن تشکر کنم. دل نرگس و من رو با پیامهای دلنشینتون گرم کردید. ممنونیم.

و اما بحث مهندسی عشق:

هر کسی نظام ارزشی خودش رو داره. این نظام ارزشی در درون یک یک ما وجود داره در حالیکه ما خودمون ممکنه از اون بیخبر باشیم. هر وقت که تصمیمی میگیریم در واقع این نظام ارزشی ماست که تصمیم میگیرد. بقول یکی از دوستان وقتی ارزشهایمان را شفاف پیدا میکنیم تصمیم گیری برایمان راحت میشود چون جوری تصمیم میگیریم که ارزشهایمان بیشینه شوند.

بعضی اوقات ارزشهایمان را نمیشناسیم، یا بزبان محاوره ای خودمان هم نمیدانیم چه چیز برایمان مهم است.  بعضی اوقات ارزش دقیق آنها را نمیدانیم. این حالت بیشتر وقتی بروز میکند که در تصمیم گیری دچار تردید میشویم. بعضی اوقات هم برآورد ذهنی ما از ارزشهایمان کاملا اشتباه است، مثل وقتی که تصمیمی را با اعتماد کامل میگیریم و بعد از مدتی به خودمان برای تصمیمی که گرفته ایم روزی 100 بار لعنت میفرستیم. البته این مثالها همه نسبی هستند و نه مطلق.

کسانی که نظام ارزشی خود را خوب میشناسند معمولا دارای ثبات هستند و معمولا تصمیمشان را عوض نمیکنند. این افراد لزوما آدمهای خوبی نیستند. آنها صرفا بر نظام ارزشی خود واقف هستند. نظام ارزشی ما در طول زمان تغییر میکند و این ما هستیم که میتوانیم ارزش خصایص مختلف مثبت مثل راستگویی، مهربانی و عشق را در نظام ارزشی خودمان تغییر بدهیم.

اگر بخواهیم از دید مهندسی به مسئله نگاه کنیم هر کس یک مجموعه از ارزشها دارد. اگر هر ارزش را با حرف وی (V) نشان دهیم یک مجموعه از ارزشها بصورت زیر خواهیم داشت.

میتوانیم جمع اعضای این مجموعه را به یک نرمالایز کنیم:

در هر رابطه ای درصدی از هر کدام از این ارزشها ارضا میشوند. اگر این درصد را با حرف اس (S) نشان دهیم میتوانیم رضایت کلی از رابطه را از فرمول زیر بدست آوریم:

این فرمول ممکن است کمی پیچیده بنظر برسد. این فرمول را میتوان به صورت زیر تصویر کرد. هر ارزش بصورت یک مستطیل نمایش داده میشود. پهنای هر مستطیل نشان دهنده اهمیت یک ارزش و ارتفاع هر مستطیل نشان دهنده میران ارضا شدن آن ارزش در یک رابطه است. مجموع مساحت این مستطیلها بیانگر میزان رضایت از یک رابطه است.

پهنا و ارتفاع این مستطیلها در طول زمان تغییر میکند. چون هم ارزشها عوض میشوند و هم میزان رضایت از ارزشها. مثلا در عشق رمانتیک، یعنی عشقی که بر مبنای شناخت صورت نگرفته و صرفا احساسی است، جنسیت عامل اصلی است. اینکه طرف مقابل چه مقدار از ارزشهای مورد نظر ما را داراست دارای اهمیت نیست، تنها چیزی که اهمیت دارد این است که جنسیتها متفاوت است. بنابراین نموارد بالا در ابتدا شکل زیر را دارد:


و بعد از مدتی که ارزش جنسیت زیر سئوال میرود و دو طرف شروع به شناختن یکدیگر میکنند، تمام محاسبات به هم میریزد.

مسلما مدل ارائه شده در اینجا یه مدل انتزاعی است و بسیاری از جنبه های یک رابطه را در نظر نمیگیرد.

موفق باشید

-امیر