X
تبلیغات
رایتل
خداحافظ مدرسه

سلام،

این روزها کمی گیجم. هنوز هم باورم نمیشه که دیگه درس و مدرسه تموم شد. وقتی استادهای کمیته دکترام از اطاق اومدن بیرون و بهم دست دادن و تبریک گفتن، هنوز باورم نشده بود. اما چند روز پیش که برای اولین بار لباس فارغ التحصیلی تنم کردم و کلاه مربع شکل سرم گذاشتم، کم کم باورم شد که مدرسه تموم شد.

دانشجوهای دکترا رو (یعنی اونهایی که مدرک دکترا میگرفتن رو) کنار اساتید نشوندن. دانشجوهای فوق لیسانس و لیسانس رو قسمت وسط و مهمونها هم در طرفین. من آخرین کسی بودم که اسممو خوندن. با رییس دانشکده دست دادم و اونهم لوح رو بهم داد ( البته اون لوح الکیه و اصلشو بعدا برامون پست میکنن)، بیشتر از اونی که خوشحال باشم گیج بودم. طوری گیج بودم که عوض اینکه برگردم و برم سر جام بشینم به سمت قسمتی که دانشجوها نسشته بودن رفتم و وقتی دیدم همه صندلیها پره بیشتر گیج شدم.

یادش بخیر چند سال میگفتم که کاش کمتر درس داشتم و میتونستم فلان کار و بهمان کار را بکنم و الان که اون بار از رو دوشم برداشته شده، انگار تموم اون نقشه ها هم بخار شده رفته هوا.

شاد و سربلند باشید