X
تبلیغات
رایتل
رابطه، آری یا نه؟

سلام،

همونطور که قول داده بودم این پست اختصاص داره به سئوالی که خانم مهدیه پرسیده بودند:

می خواستم بدونم تو مدت آشنایی و دوستیتون..یعنی وقتی هنوز علاقه شدید نبود و تصمیم به ازدواج نگرفته بودین...اگر ارتباطتون فقط در حد حرف زدن بود....بدون رفتارهای دیگه...بدون مهمون یرفتن و دست دادن و غیره... احساستون فرقی می کرد... منظورم اینه که در اون مرحله این رفتارها چقدر موثر بوده و هست...آیا نمی شه بدون این رفتارها همونقدر وابسته شد یا علاقه داشت؟


اول از همه باید بگم که سئوال بسیار خوبیه و من از خانم مهدیه متشکرم که این سئوال رو مطرح کردند. من فرض رو بر این میزارم که منظور خانم مهدیه دوستیهاییست که در اونها دو نفر همدیگر رو در دنیای واقعی میبینند. دوستیهایی که در اونها دو طرف در مکانهایی مثل پارکها و یا جاهای دیگر با یکدیگر صحبت میکنند تا از یکدیگر شناخت پیدا کنند. (همونطور که قبلا هم بارها ذکر کردم، از نظر من از طریق تلفن، اینترنت و چت فقط میتوان یک شناخت کلی  و نسبی از یکدیگر پیدا کرد و این مقدار شناخت به هیچ وجه برای علاقه مند شدن و وابسته شدن کافی نیست). 

حالا رفتارهایی رو که ذکر کردید رو میشه به دو دسته تقسیم کرد:

دسته الف : رفتارهایی مثل مهمونی رفتن، سینما رفتن و کوه و نظایر اون
دسته ب : کارهایی مثل گرفتن دست همدیگه و غیره.

کارهای دسته الف بنظر من به شما کمک میکنه تا طرفتون رو بیشتر بشناسید. مثلا مهمونی رفتن و یا کلا هر کاری که غیر از شما و دوستتون افراد دیگری هم حضور داشته باشند. عکس العملی که دوست شما در شرایط مختلف از خودش نشون میده میتونه شخصیت اون رو بهتر به شما بشناسونه و همینطور شما هم فرصتی خواهید داشت تا شخصیتتون رو به دوستتون نشون بدین. بنظر من همونطور که یک فرد به خانواده طرف مقابل نگاه میکند باید به دوستان طرف مقابل و رفتارهای طرف مقابل در شرایط مختلف هم نگاه کند. هر کدام از این فعالیتها جنبه دیگری از شخصیت شما و دوستتان را برای هم روشن میکند و بطور کلی باعث "شناخت بیشتر از یکدیگر" میشود و شناخت کلید یک انتخاب صحیح است.

کارهای دسته ب میتونه از گرفتن دست همدیگه باشه تا اونجاییکه اگه بگم خیلیها میگن این وبلاگ غیر اخلاقیه. از نظر من هر دو طرف در اینگونه رفتارها باید بسیار مراقب باشند. نکته در اینجاست که اینگونه رفتارها همیشه در کوتاه مدت دوستی رو تقویت میکنه ( و خیلی از اوقات دو طرف این احساس لذت رو به حساب علاقه و عشق میزارن) ولی در بلند مدت اثرش میتونه تقویت کننده و یا مخرب باشه. بنظر من اینگونه رفتارها باید یک و یا چند قدم عقبتر از احساس دو نفر به همدیگه حرکت کنه. وقتی افراد ارتباطشون از احساسشون جلو میزنه، ارتباطشون براشون عادی میشه، بنابراین یا باید ارتباطشون رو یه درجه بالاتر ببرند و یا دوستیشون رو تموم کنند و متاسفانه یا خوشبختانه ارتباط رو از حد معلومی نمیشه جلوتر برد. بنابراین این رفتارها اگر وقتی بروز کنند که دو نفر از نظر روحی آمادگیش رو ندارند، در دراز مدت ، علاقه رو نه تنها بیشتر نمیکنه، بلکه اون رو از بین میبره. اما وقتی دو نفر از آمادگی کامل برخوردار باشن این رفتارها نه تنها مخرب نیست بلکه دوستی رو (مخصوصا قسمت احساسی اون رو) تقویت میکنه. رابطه باید یه چیزی باشه در کنار دوستی ولی متاسفانه در بسیاری از موارد دوستی فقط یه بهانه است برای ایجاد رابطه. اگه از من میپرسید هیچ وقت هیچ رابطه ای رو (حتی اگر شده گرفتن دست همدیگه باشه) شروع نکنید بخاطر اینکه دوستتون اصرار میکنه، یا بخاطر اینکه فکر میکنید اینطوری دوستیتون پایدارتر میشه و تو درس عشق دو کلاس یکی میکنید( قابل توجه خانمهایی که زیادی به بعضی از آقایون اعتماد میکنند). رابطه رو تنها وقتی آغاز کنید که از نظر احساسی و قلبی کاملا در خودتون آمادگی انجام اون رو احساس میکنید. معمولا احساسی که شما بعد از ایجاد یک رابطه دارید میتونه نشانه خوبی باشه. اگر احساستون مثل وقتیه 13 بدر دارین با خانواده کیف میکنین ولی فکرتون پیش تکالیفیه که باید فردا تحویل بدین، باحتمال زیاد دارین تو رابطتتون کمی تند میرین. منظورم وقتیه که دارین از انجام کاری لذت میبرین ولی تو دلتون مطمئن نیستید که دارید کار دستی انجام میدید یا نه. 

مهدیه خانم و نگار خانم،

نمیدونم تا چه حد تونستم به سئوال شما پاسخ بدم. اگر جایی مبهمه و یا نکته ای فراموش شده، لطفا برای ما پیام بزارین.

موفق باشید

-نرگس و امیر