X
تبلیغات
رایتل
سکیدا

سلام به همه دوستان خوب،

مدتی یه که طرفهای ما سِکِیدا همه رو دیونه کرده. سکیدا (Cicada) یه حشره خیلی عجیبه که ۱۷ سال زیر زمین زندگی میکنه و یهو یادش میفته که دنیایی غیر از دنیای زیر زمین هم وجود داره. البته ظاهرا یکی از اونها به این فکر میفته و به بقیه هم میگه و بنظر همه فکر جالبی میاد و یک دو سه حمله. این میشه که به یکباره حضور بیلیونی این حشره رو مردم بیچاره شاهد میشن. این حشره یه چیزیه مثل سوسک به طول ۴ تا ۵ سانتی متر و از اونجایی که زیاد نمیتونه پرواز کنه هر جا که بتونه میشینه. از شانس من طرفهای شرکتمون پر از این حشره است. از در که میای بیرون تا سوار ماشینت بشی هی میان و میشینن روت و بلند هم نمیشن مگر بزنیشون.

حالا وقتی رو دست یا رو پای آدم میشینن خوبه، بعضی وقتها میشینن رو پشت آدم و نمیتونی ببینیشون. دیروز رفتم سوار ماشینم بشم برم ناهار بخورم، دیدم ای خدا، توی هوا همینظور سکیداست که میپره. خلاصه با هزار بدبختی رفتم تو ماشین و سریع درو بستم تا نتونن بیان تو ماشین، ماشینو روشن کردم، کولرو زدم و با خیال راحت تکیه دادم که یه چیزی گفت قرچ و من احساس کردم که پشتم کمی با یه مایع لزج خیس شده. معلوم شد که یکی از اونها که پشتم نشسته بود رو موقع تکیه دادن له کردم.

رفتم ناهار خوردم، اونهم چه ناهاری، اصلا اشتهام کور شده بود. برگشتم و از اونجایی که هوا خیلی گرم بود گفتم شیشه ها ۲ سانت باز بزارم توی ماشین تبدیل به کوره نشه. چشمتون روز بد نبینه، وقتی خواستم برگردم خونه دیدم تو ماشینم حداقل ۲۰ تا سکیدا هست. تقریبا ۲۰ دقیقه طول کشید تا تونستم همشونو بیرون کنم. حالا در نظر بگیرید که تو این مدت دائم باید اونهایی که روم مینشستن رو میپروندم. البته یه کلک زدم که خیلی مفید بود، یه سی دی تکنو گذاشتم تو ماشین و صداشو تا اخر بلند کردم.

خلاصه نشستم تو ماشین و در حال رانندگی بودم و میخواستم وارد بزرگراه بشم، سرمو که گردوندم دیدم یه سکیدا گنده روی کمربند ایمنی نشسته، یعنی تقریبا در فاصله ۲ سانتی متری گوشم. مجبور شدم بزنم کنار و کلی توضیح دادم که سکیدای عزیز من که مسافرکش نیستم واسه خودت اومدی سوار شدی، لطفا پیاده شو. بعد از اینکه ایشون پیاده شدن پریدم تو ماشین و به سرعت برق پنجره رو بستم. بعدشم تمام ماشین رو گشتم تا خیالم راحت بشه که دیگه از سکیدا خبری نیست.

نزدیکیهای شهر که رسیدم دیگه از سکیدا خبری نبود منم شیشه ماشین رو آوردم پایین و واسه خودم داشتم با آهنگ میخوندم:

عروس چقدر قشنگه امشب مبارکش باد، داماد خوش آب و رنگه امشب مبارکش ..... اااخ تف

و اونوقت بود که از خودم پرسیدم اخه ملت چطور چیز به این بد مزه ای رو میخورن؟

(توضیح: در بعضی از نقاط دنیا سکیدا مردم رو میخورن)

برنامه آینده:

۱- خانم مهدیه سئوال بسیار خوبی پرسیدند. ایشون پرسیدن که اگر ارتباط من و نرگس فقط در حد حرف زدن بود (بدون مهمونی رفتن و غیره) آیا احساسمون فرقی میکرد یا نه؟ که من قصد دارم در یک پست جداگانه به این مطلب بپردازم.

۲- خانم ترانه در مورد اینکه عقد کنند و ۵ سال بعد عروسی بگیرن سئوال پرسیدند که اونهم بحثی جداگانه رو طلب میکنه و اگه خدا بخواد تو یه پست جداگانه به اون خواهم پرداخت.

۳- دارم فکر میکنم یه وبلاگ گروهی درست کنم بنام ؛همسران؛ که در اون متاهلها بتونن تجربیاتشون در اختیار مجردها بزارن. اگه نظری در این مورد دارید یا مایل به همکاری هستید لطفا به من ایمیل بزنید.

موفق باشید

-امیر کاشانی

برای اطلاعات بیشتر در مورد این حشره میتوانید لینک زیر ببینید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Cicada